کمپین تبلیغاتی فیلم آوای من

ایده‌ی بسیار جالب بازاریابی این فیلم استفاده از کلیپی بسیار تاثیرگذار و تاثر برانگیز است. در این کلیپ دو نفر که زندگی آن‌ها از دوران تاریک و بد به شرایط خوبی تبدیل شده است، صحبت می‌کنند و عامل این دگرگونی را موسسه‌ای می‌دانند که برای این هدف ایجاد شده است.

در این موسسه افراد می‌توانند مشکلات زندگی خود را با دیگران در میان گذاشته و به کمک آن‌ها و تلاش خودشان از پس آن‌ها بر بیایند. در کلیپ اشخاص همگی با لباس‌های سفید ظاهر می‌شوند که این موضوع کلیدی می‌شود برای تبلیغ فیلم.

در زمانی که در اولین اکران آن، افراد زیادی با لباس‌های سفید ظاهر می‌شوند. می‌توان گفت که ایده‌ی اصلی کمپین تبلیغاتی فیلم، استفاده ی درست از المانی است که نوید دگرگونی و زندگی بخشی را به مخاطب می‌دهد.

دانشگاه هیولاها – ۲۰۱۳

تیم بازاریابی این فیلم، در گوشه‌ای از سایت زمان یک رویداد را به صورت بسیار بزرگ درج کرده بود. این رویداد همان واقعه‌ای است که در فیلم وجود دارد و قرار است که اتفاق بیفتند. یعنی روز آزمون پایان سال.

با این ایده تیم بازاریابی همزمان دو کار را پیش می‌برد. یکی تبلیغات روز اکران فیلم و دیگری تبلیغ بخش‌هایی از فیلم.

ادامه مطلب …

فیلم حلقه ۲ – ۲۰۰۵

این فیلم ترسناک نیز از راهکار خلاقانه‌ای برای جلب توجه مخاطب استفاده کرد. کمپین تبلیغاتی این فیلم یک وب‌سایت را با نام «هفت روز مانده» ایجاد می‌کنند (واقع در آدرس اینترنتی www.7daysleft.com) و در آن امکانی را می گذارند تا شما  بتوانید ایمیل و شماره‌ی تلفن یکی از دوستان و آشنایان خود را وارد کنید.

ایمیلی برای این فرد ارسال می‌شود و یک فیلم شبیه فیلم موجود در فیلم برای او ارسال می‌شود.در زمانی که فرد در حال مشاهده‌ی این فیلم است، سایت به صورت اتوماتیک با او تماس می‌گیرد. صدای خشدار ترسناکی به آن شخص می گوید که فقط هفت روز برای زنده ماندن فرصت دارد و بعد از هفت روز به سراغش رفته و جانش را می گیرد. این پیغام ترسناک دقیقا چیزی است که در طول فیلم ایده ی اصلی فیلم نیز می باشد و کاراکترهای فیلم را نیز به چالش مرگ دعوت می‌کند.

بازاریابی ویروسی سریال شهرزاد

پیش تر در مورد بازاریابی ویروسی در مقاله بازاریابی ویروسی صحبت کردیم. هدف بازاریابی ویروسی پخش یک پیام یا محتوا به صورت گسترده است. برای ارائه این نوع بازاریابی، باید از راه هایی استفاده شود که اثر ویروسی (هر ویروسی به دنبال اثرگذاری خاص و ویژه ایست که برایش بوجود آمده است) مانند ویروس واقعی بین افراد جامعه فراگیر شود. در این مقاله قصد داریم، سراغ بازایابی ویروسی سریال شهرزاد می رویم تا از چگونگی و میزان اثر بخشی این مجموعه آگاهی یابیم.

ادامه مطلب …

کمپین بازاریابی فیلم کری

کمپین بازاریابی فیلم کری نمونه ای عالی از به کارگیری خلاقیت برای بازاریابی و تبلیغ یک فیلم است. با توجه به تعداد روز افزون فیلم های ترسناک، ترساندن مخاطب امروزی بسیار سخت شده است.
بنابراین تیم های فیلم سازی در ژانر ترسناک کار بسیار سختی برای ایجاد رعب و وحشت مخاطب خود در پیش رو دارند، در این میان کمپین تبلیغاتی خوب می تواند کمک بسزایی در ترساندن مخاطبین و واقعی جلوه دادن رویدادهای فیلم نمایند. از این رو تیم بازاریابی فیلم کری ایده جذابی را پیاده کرده اند که در ادامه قصد توضیحش را داریم.

ادامه مطلب …

کمپین بازاریابی پروژه‌ی جادوگر بِلِر – واقعیت یا داستان؟

کمپین بازاریابی پروژه‌ی جادوگر بِلِر ، درخشان‌ترین و خیره‌کننده‌ترین نوع بازاریابی را تاکنون در عرصه‌ی سینما داشته است. ایده بازاریابی این فیلم به خوبی توانست از اینترنت و بازاریابی اینترنتی استفاده کند تا با مخاطبان ارتباط برقرار کند.

کار از جایی شروع شد که تریلرهایی به صورت مستند و واقعی در اینترنت پخش شدند. ادعا می‌شد که این فیلم‌ها توسط پلیس جنایی در صحنه‌ی جرم ضبط شده اند.

فیلم‌ها حاوی تصاویری از افرادی بودند که در حال ماجراجویی در جنگل بودند و در حین راه رفتن از خود فیلم گرفته بودند. آن‌ها توسط نیرویی مرموز و یا فردی ناشناس به قتل رسیده بودند.

ادامه مطلب …

کمپین بازاریابی کلاورفیلد

کمپین بازاریابی کلاوفیلد از ایده ای خلاقانه برای تبلیغ فیلم بهره برد. زمانی که اولین تریلرهای فیلم به صورت مجهول و بدون نام در اینترنت پخش شدند (در انتهای تریلر فقط یک تاریخ نمایش داده می‌شد)، غوغایی در میان کاربران اینترنتی به پا شد.

علاقه‌مندان و گیک های اینترنتی راجع به این که این تریلر مربوط به چه نوع فیلمی می‌تواند باشد، صحبت می‌کردند. خیلی‌ها می‌گفتند که فیلم قرار است که «گودزیلا» را بازسازی کند. حتی زمانی که نام فیلم فاش شد هنوز مخاطبان نمی‌دانستند که دقیقا با چه فیلمی طرف خواهند بود و این موجود ناشناخته چه ظاهری دارد.

ادامه مطلب …

کمپین بازاریابی فیلم شوالیه تاریکی

امروزه به طور معمول برای فیلم ها از بازاریابی ویروسی استفاده می کنند، اما فیلم های کمی هم هستند که بازاریابی ویروسی را به شکل بسیار پیچیده و با ظرافت به کار می‌گیرند. از بین این فیلم ها می‌توان به  فیلم شوالیه تاریکی (The Dark Knight) اشاره کرد.

کمپین بازاریابی این فیلم نمونه ای باورنکردنی از تفکری اصیل بود که باعث انفجاری در فضای اینترنت شد.

برجسته ترین اتفاقی که تیم بازاریابی فیلم رقم زد، راه افتادن وب سایت های بی‌شماری بود که برای تبلیغات شخصی به نام هاروی دنت تشکیل شده بودند. تمامی این وب سایت ها کمک می‌کردند که عبارت «من به هاروی دنت اعتقاد دارم» بر سر زبان ها بیفتد. حتی پیش از این که تبلیغی از فیلم شوالیه تاریکی پخش شود.

ادامه مطلب …

کمپین بازاریابی فیلم باشگاه مشت زنی

ایده‌‌ی کمپین بازاریابی فیلم باشگاه مشت زنی بر خلاف نظر استودیوی تولیدکننده‌ی فیلم که اصلا با آن موافق نبود، یک ایده‌ی خلاقانه و جالب بود.

همه ما پوستر اصلی عجیب و غریب این فیلم را که عکس یک صابون بود، دیده‌ایم که باعث شد تا لوگوی fight club در ذهنمان حک شود.

اما تیم بازاریابی این فیلم کمپین دیگری را نیز اجرا کرد که کمتر شناخته شده است ولی در عین حال بسیار حائز اهمیت و بی نظیر است. آنها ویدئو هایی را ساختند که در آن براد پیت (بازیگر نقش مکمل فیلم) و ادوارد نورتون (بازیگر اصلی فیلم) یک پیام عمومی قبل از شروع فیلم را به تماشاچیانی که در سینما حضور دارند، می‌گویند .

از این طریق، هم آگهی آموزشی قبل از اکران هر فیلم که در آمریکا بسیار معمول است نمایش داده می‌شود و هم اثری از فیلم باشگاه مشت زنی در خاطر تماشاگر نقش می‌بست. در حقیقت ایده کمپین بازاریابی فیلم باشگاه مشت زنی ، استفاده از هر نمایش فیلم برای تبلیغ خودش بود.

باید گفت که این ایده بازاریابی به مزاج دیوید فینچر (کارگردان) و استودیو فیلمسازی خوش نیامد چرا که آن‌ها معتقد بودند،  مبتذل است. همچنین عقیده داشتند این کار نه تنها تماشگر را با محتوای واقعی فیلم آشنا نمی‌کند بلکه او را دور خواهد کرد.

هم کارگردان و هم استودیوی تولید کننده، هم نظر بودند که بازاریابی این فیلم یک فاجعه است و نمی‌توانستند آن را بپذیرند . اکنون که قریب به ۱۰ سال از اکران این فیلم می‌گذرد، هنوز می‌توان این ویدیوها را در یوتیوب مشاهده کرد و با شاهکار بازاریابی ویروسی فیلم آشنا شد.

در ادامه دو نمونه از این ویدئوها را می‌بینید.

کمپین بازاریابی فیلم اتفاقات ماوراء الطبیعه

فیلم سینمایی اتفاقات ماوراء الطبیعه در اواخر سال ۲۰۰۹ میلادی شروع به اکران شدن کرد. اما در اصل کار خود را دو سال پیش از آن شروع کرده بود. زمانی که در فستیوال های فیلم در جاهای مختلف پخش می‌شد و اسم خود را در محافل مطرح می‌کرد.

پس از اینکه فیلم در اختیار استیون اسپیلبرگ (کارگردان نام آشنای جهان سینما) قرار گرفت، اسپیلبرگ با دادن چند پیشنهاد کوچک سبب شد تا فیلم فروش بیشتری داشته باشد. از جمله تغییراتی که در انتهای فیلم پیشنهاد شد و توسط فیلمساز نیز لحاظ شد. ادامه مطلب …

کمپین بازاریابی فیلم مارها در هواپیما

فیلم سینمایی «مارها در هواپیما» اگرچه فیلم ضعیفی است اما نقطه ی قوتش که موضوع بحث ما است برمی گردد به روش تیم بازاریابی اش که بی شک انقلابی در زمان خود بود. فیلمی که بازاریابی آن از زمان تولدش تا انتشار کاملش، توسط قدرتمند اینترنت صورت گرفت (بخش بازاریابی اینترنتی را ببینید).

حتی قسمت هایی از محتوای فیلم برمی‌گردد به اتفاقاتی که در کمپین های تشکیل شده برای این فیلم رخ داد.

پس از اینکه نوشتن فیلمنامه توسط جاش فریدمن تمام شد، نویسنده تصمیم گرفت که فیل منامه را در وبلاگ خود قرار دهد. وقتی این کار صورت گرفت، طرفداران این فیلم پس از خواندن فیلمنامه شروع کردند به ایده دادن و نظرات شان را درباره فیلم گفتن.

این دقیقا همان چیزی بود که تولید کنندگان فیلم برایش برنامه ریزی کرده بودند و انتظارش را داشتند. نتیجه چیزی شد که باعثانقلاب واقعی صنعت فیلم سازی شد. اینکه مردم به وسیله اینترنت، انتظارها و توقعشان را از فیلم ها بیان کنند و فیلم سازها برای موفقیت تجاری فیلم خود، به آن‌ها عمل کنند. چیزی که امروزه به طور معمول و گسترده استفاده می شود.

این ایده ی درخشان و فوق العاده‌ی تیم بازاریابی باعث می‌شد که مخاطبان فیلم، در یک پروسه‌ی خلاق با حال و هوای فیلم درگیر شوند.

علاوه بر درگیری مخاطبان با فیلم، اتفاق دیگری هم افتاد که حتی تیم بازاریابی هم به آن فکر نکرده بود. فروش فیلم در گیشه بی نظیر بود و طرفداران اینترنتی ای که قبلا نسخه کپی فیلم‌هارا به صورت غیر قانونی از اینترنت دانلود می کردند، از کارشان دست کشیدند.

در یک جمله، بازاریابی صحیح این فیلم توانست علاوه بر بالابردن فوق العاده میزان فروش، در جهت فرهنگ سازی نیز گامی موثر بردارد.

بازاریابی شهرزاد و چگونگی برندسازی سریال شهرزاد

مفهوم برند و برندینگ یکی از مفاهیم کلیدی و اساسی بازاریابی است. برند تصویری است که مخاطب از شما در ذهن خود دارد و معرف و نمایش‌گر میزان علاقه‌ی او به شنیدن درباره‌ی شما می‌باشد. در ابتدا چند نکته را پیرامون برند، مرور می‌کنیم: (هم‌چنین می‌توانید مقاله‌ی «چه کنید تا مشتریان تان راجع به برند شما جار و جنجال راه بیندازند» را نیز مشاهده بفرمایید).

  • مشتری در هر خرید علاوه بر بررسی قیمت ها، نگران کیفیت محصول و قابل اعتماد بودن شرکت عرضه کننده است.
  • بررسی کامل برای هر محصول از هر شرکت (کیفیت محصول، خدمات پس از فروش و ….) وقت گیر است.
  • بهترین  و موجزترین پاسخ برای شناخت یک شرکت “برند” آن شرکت است. یک برند سریعا مشتری را از اعتبار شرکت آگاه می سازد و به او امکان این را می‌دهد که به کیفیت محصول یا خدمات عرضه شده‌ی آن شرکت اعتماد کند. صِرف اشاره به نام برند و یا دیدن لوگوی مربوط به برند، تمام تجربیات و ادراک های پیشین مشتری از یک شرکت را پیش چشمش می‌آورد؛ خوب یا بد.

در این مقاله قصد داریم به مجموعه فعالیت های بازاریابابی انجام شده در مجوعه سریال “شهرزاد” به منظور برندسازی بپردازیم. ادامه مطلب …

ایده بازاریابی داستان اسباب بازی ها

داستان اسباب بازی های ۳، مانند دیگر فیلم های انیمیشنی شرکت پیکسار، از کمپین تبلیغاتی فوق العاده ای برخوردار بود، اما عیار درک و نبوغ سرشار تیم بازاریابی زمانی فهمیده شد که آن ها تصمیم گرفتند تا یک پیام بازرگانی پخش زنده برای شخصیت منفی فیلم درست کنند که عروسکی است به نام «لوتزو» که رهبر کودکستان متروکه ای است به نام شهرآفتاب (مهد کودکی در فیلم که در آن اندی شخصیت اصلی فیلم عروسک هایش را به آنجا هدیه کرده).

انتخابی هوشمندانه برای شخصیت بد فیلم (این عروسک معروفترین عروسک دهه‌ی هشتاد آمریکا ست.)

وقتی به آگهی تبلیغاتی نگاه می‌کنیم می‌بینیم که خیلی خوب توانسته حال هوای سی سال پیش را در مخاطب به وجود آورد و فضای آن زمان را نمایش دهد،

زمانی که خبری از تکنولوژی‌های پیشرفته‌ی امروزی نبوده است، آن‌ها از افکت‌های نوار وی اچ اس (VHS) که پیشرفته‌ترین تکنولوژی آن زمان بوده، به خوبی استفاده کردند و توانستند حتا ریزه کاری هایی که مختص کیفیت فیلم های آن زمان بود را نیز پیاده سازی کنند (مانند خطوط رنگی ممتدی که بر اثر قدیمی شدن نوار بر روی صفحه به صورت نویز نمایش داده می‌شوند و یا حتا صدای چرخیدن ، دور گرفتن و خواندن نوار ویدئویی توسط دستگاه).

گرچه انیمیشن داستان عروسک ها زمینه تبلیغاتی بسیار خوبی را برای فروش عروسک هایش فراهم ساخت (و چندان غیر قابل پیش بینی نیست که فروش عروسک هایی که در این فیلم معرفی شده اند بسیار سودآورتر از فروش خود فیلم بود)، ولی این کار یک نمونه‌ی درخشان و عالی از چگونگی استفاده از یک عروسک مشهور(لوتزو) به منظور تبلیغات و بازاریابی برای یک فیلم بود.

علاوه بر مورد بالا، این ایده بهترین راه برای کشاندن بزرگسالان به سینما بود. افرادی که عروسک لوتزو برایشان نوستالژی و خاطره انگیز بود و آن ها را به یاد خاطرات دوران کودکی خودشان می‌انداخت.

فیلم Chronicle و مردم پرندهبازاریابی فیلم chronicle

با توجه به بودجه‌ی نسبتا کمی که فیلم Chronicle داشت، از کمپین تبلیغاتی فیلم انتظار می‌رفت تنها به استفاده از روش‌های سنتی و کلیشه‌ای تبلیغات مانند چاپ پوستر و تبلیغات معمول اینترنتی و بازاریابی اینترنتی اکتفا کنند اما شرکت فاکس به دنبال ایده‌ای بود تا بتواند یک شاهکار بازاریابی را برای فیلم خود ایجاد کند.

آن‌ها تصمیم گرفتند سه هواپیمای کنترل از راه دور بدون سرنشین داشته باشند که از دور شبیه به آدم به نظر برسند تا آن‌ها را بر فراز آسمان نیویورک به پرواز درآورند. این کار انجام شد.

زمانی که هواپیماها خیلی نزدیک به زمین می‌شدند نتیجه راضی کننده نبود، اما زمانی که هواپیماها اوج گرفتند و بالاتر می‌رفتند نتیجه بسیار بهتر بود و دقیقا شبیه انسان‌هایی بودند که در حال پرواز در آسمان هستند. درست مشابه عکسی که بر روی پوسترهای فیلم چاپ و پخش شده بود.

با این کار نه تنها در مدت زمانی کم ویدئوهای ضبط شده از پروازها به بیش از ۸ میلیون بازدید در یوتیوب رسید، بلکه این ویدئوها سوژه‌ی خبری بسیاری از شبکه‌های خبری در تلویزیون شد و بارها و بارها به نمایش در آمد. در میان کمپین های تبلیغاتی سورئال تولید شده، تعداد کمی دارای چنین تخیل درخشان و هوشمندانه‌ای هستند.

فیلم تلقین (Inception)

همانند کمپین تبلیغاتی فیلم پیشین کریستوفر نولان (شوالیه تاریکی-The Dark Knight) این فیلم، از یک کمپین تبلیغاتی مشابه برای بازاریابی استفاده کرد. مانند قبل میزان زیادی از صحنه‌ها و پلات های فیلم تا روز اکران از دید همگان مخفی ماند تا با مخفی نگه داشتن اطلاعات فیلم از خبرنگاران، تیم بازاریابی  توانایی اجرای بازی های عجیب و غریبی را با مخاطبان داشته باشد

در زمانی که همه مبهوت تیزر کوتاهی از فیلم شده بودند که در آن چندین مصاحبه با چند دانشمند در مورد چیستی و ماهیت خواب انجام شده بود، تیم بازاریابی یک قدم طلایی پیش رفت و یک بازی بر اساس استراتژی بازاریابی ویروسی تحت عنوان جنایت ذهن(mind crime) ساختند. در این بازی شما باید در دنیایی ساختگی از گروه ناشناسی از مهاجمان پیشی بگیرید و جلو بیفتید تا به نقطه‌ی هدف در بازی برسید که در آن می‌توانید به مدارکی که حاوی اطلاعات محرمانه ای هستند دست پیدا کنید (چنین ماموریتی عینا در فیلم نیز وجود دارد و اگر فیلم را دیده باشید کاملا متوجه می شوید).

این بازی نمونه ی درخشانی از یک بازی کوچک است که کمک می‌کند تا زمانی که فیلم به جاهای پیچیده و سردرگم کننده می‌رسد، درک آن برایمان ساده تر شود.

بازاریابی انیمیشن سیمپسون ها

پیش از آنکه فیلم سیمپسون ها سر و کله اش در سال ۲۰۰۷ پیدا شود، خیلی‌ها منتظر آن بودند و این تعداد تا حد زیادی خیال شرکت فاکس را از موفقیت تجاری فیلم راحت کرده بود. بنابراین نیاز نبود تا تبلیغات خیلی گسترده و مفصلی برای این فیلم تدارک دیده شود. حال سوال این است: این همه هوادارِ مشتاق و منتظر از کجا پیدایشان شده است؟ بگذارید برگردیم به گذشته.

بازاریابی ویروسی برای این فیلم در ابتدا از یک وب‌سایت کوچک آغاز شد که چیزهای مختصری ارائه می‌داد: مانند یک تور مجازی در دنیای تخیلی این فیلم (در زمانی که هنوز فیلم اصلا منتشر نشده بود!). و یا راه اندازی مراسم قرعه‌کشی میان ثبت‌نام‌کنندگان در سایت برای بخت آزمایی و شانش حضور در یک قسمت از این انیمیشن (یا به صورت نقش بازی کردن و یا صدا پیشه‌گی).

همچنین مسابقه‌ای برگزار شد که در آن اسامی تمامی شهرهایی در سرتاسر جهان که نامشان اسپرینگ فیلد بود، گردآوری شد و یکی از این شهرها با رای مردم برگزیده شد تا به عنوان اولین محل اکران فیلم انتخاب شود.

بعد از تمام این ماجراها حالا نوبت به بهترین اتفاق می‌رسید. فروشگاه های زنجیره‌ای زیادی در سراسر آمریکا موقتا ویترین و سردر خود را به «Kwik-E-Mart» تغییر دادند و حتی محصولات این فروشگاه ساختگی در فیلم را به فروش می‌رسانند. این کار هم باعث رونق گرفتن کسب و کار فروشگاه‌ها و هم بالا بردن اهمیت فیلم و جایگاه آن در ذهن مخاطب شد و چه کسی وارد فروشگاه هایی با ویترین Kwik نمی‌شود در حالی که قبلا در ذهن خود و در فیلم به این فروشگاه‌ها سر زده است ….

بازاریابی چریکی سیمپسون