بازاریابی غیر سنتی و ۸ نمونه موفق از آن

بازاریابی غیر سنتی
۲۹ دی ۱۳۹۴
|
این مقاله را با دوستان‌تان به اشتراک بگذارید

در گذشته اکثر تبلیغات مبتنی بر رسانه هایی نظیر تلویزیون، رادیو و روزنامه بوده است و شرکت ها با دادن هزینه به این رسانه ها تبلیغات خود را انجام می‌دادند.

هزینه ی این نوع تبلیغات به نسبت بالا بوده و از طرفی سنجش میزان اثر بخشی آن نیز دشوار است. با گذشت زمان تکنیک های جدید تبلیغات و بازاریابی ابداع شد که از آن‌ها به عنوان بازاریابی غیر سنتی یاد می‌شود. در این مقاله بازاریابی غیر سنتی را تعریف کرده و به ارائه‌ی نمونه‌هایی از آن می پردازیم

بازاریابی غیر سنتی چیست؟

استراتژی های بازاریابی غیرسنتی بر روی روش‌های بازاریابی جدید تاکید می‌کند. هر چیزی که خارج از دسته‌بندی های بازاریابی سنتی باشد، می تواند به عنوان بازاریابی غیر سنتی شناخته شود. اما این اصطلاح بیش‌تر برای دسته‌ای خاص از روش‌ها و تکنیک‌های جدید بازاریابی به کار می‌رود.

هدف بازاریابی غیر سنتی، خلق یک تجربه‌ی تبلیغاتی جالب برای مخاطب می‌باشد که به واسطه‌ی خلاقیت و غیرقابل پیش بینی بودن بتواند توجه مخاطب را جلب کند. قسمت عظیمی از بازاریابی غیر سنتی شامل انتشار تبلیغات در مکان‌های غیر معمول و یا نشان دادن تبلیغات به صورتی غیرمعمول است به این امید که توجه مخاطبان را جلب کنند.

با توجه به این که در عصر حاضر انبوه پیام های تبلیغاتی به مخاطبان عرضه می‌شد، ذهن افراد به صورت ناخودآگاه خیلی از پیام‌ها، تصاویر و صداها رو فیلتر می‌کند و بنابراین پیام بازاریابی طراحی شده اصلا به مخاطب نمی‌رسد. هدف بازاریابی غیر سنتی این است که با خرق عادت و ایجاد یک اتفاق نامعمول توجه مخاطب را جلب کند.

معمولا بازاریابی غیر سنتی حس بهتری ار از برند شرکت به مخاطب می‌دهد و مخاطب به خاطر خلاقیت شرکت آن را تحسین می‌کند.

در شکل زیر یک نمونه از بازاریابی غیر سنتی شرکت مک دونالد را می‌بینید.

بازاریابی غیر سنتی
مصرف کنندگان تمایل دارند تبلیغات غیرسنتی‌ ای را ببیند که مرتبط تر با آن‌ها و معتبر باشد. به خاطر تفاوتی که در این نوع تبلیغات نسبت به سایر روش‌های معمول و سنتی وجود دارد، آن‌ها نسبت به نادیده‌گرفته شدن و بدبینی مخاطب ایمن هستند (در مقایسه با تبلیغات کاغذی، رادیو و تلویزیون که توجه نکردن و نادیده گرفته شدن توسط مخاطب بسیار معمول است).

همچنین در تبلیغات غیر سنتی بر روی گروه خاصی از مشتریان به طور مستقیم هدف‌گذاری می شود و به صورت مستقیم با افرادی صحبت می‌شود که از لحاظ معیارهایی به یکدیگر شبیه می‌باشند. به عنوان مثال برای مثال فروشنده‌ های کفشی که تبلیغات کفش خود را در اطراف زمین بسکتبال نصب می‌کنند.

اگر علاقه مند به بازاریابی شخصی و یا اصطلاحا B2P دارید، بازاریابی ایمیلی و یا ایمیل مارکتینگ یک روش مناسب برای ارتباط مستقیم و شخصی با مخاطب است. پیشنهاد می کنیم مقاله‌های «ایمیل مارکتینگ چیست و چی نیست؟ – آموزش ایمیل مارکتینگ» و «چند راه حل برای جمع آوری ایمیل و گسترش لیست ایمیل» را بخوانید

این نوع بازاریابی و تبلیغات کم هزینه تر هم می‌باشد. بازاریابی و تبلیغات غیر سنتی اگر به درستی مدیریت شود، می تواند نرخ بازگشت سرمایه بسیار بالایی داشته باشد.

بازاریابی غیر سنتی غیر قابل پیش‌بینی است. بررسی این موضوع که یک کمپین تبلیغاتی موفق است یا خیر بسیار دشوار است چرا که بازاریابی غیر سنتی از روش‌هایی استفاده می‌کند که با بازاریابی سنتی بسیار متفاوت‌اند. بازاریاب ها باید تلاش کنند تا میزان موفقیت و یا عدم موفقیت یک کمپین تبلیغاتی را ارزیابی کنند.

حتی ممکن است که یک کمپین تبلیغاتی مبهم و ضعیف باعث گیج‌شدن و سردرگمی مصرف کنندگان شود و یک تصویر منفی از شرکت را در ذهن مخاطبان ایجاد کند.

چند نمونه از بازاریابی غیر سنتی

بازاریابی چریکی: سازندگان فیلم “خانواده سیمپسون” عکس‌هایی از شخصیت “هومر سیمپسون” را در پله‌برقی‌ها نصب کردند. این پله‌ها با تصاویری از دونات‌هایی در دهان “هومر سیمپسون” پوشیده شد

 بازاریابی چریکی سیمپسون بازاریابی چریکی سیمپسون ۲

بازاریابی خیابانی: شرکت Kinkos مجسمه های بزرگی از هایلایت‌ها و غلط گیرهایش در خیابان‌ها قرار داد.

بازاریابی خیابانی ۲

برگزاری سمینارها: کمپانی الکتریکی Arrow سمینارهایی در ده شهر برگزار کرد تا به مهندسان نحوه استفاده از سیستم جایگزین جدیدی را که ارائه کرده بودند، آموزش دهد.

بازاریابی شاهکاری: شرکت سازنده ی عینک‌های آفتابی Porshade به خدمات پارکه‌ای بین المللی در آمریکا چهار میلیون دلار پیشنهاد داد تا عینک‌هایش را بر روی مجسمه‌های چهار رئیس جمهور مورد احترام آمریکایی‌ها بر روی کوه‌های Rushmore بگذارند. خدمات پارک‌های بین المللی آمریکا این پیشنهاد را رد کرد اما این پیشنهاد عجیب و غریب در مطبوعات منتشر شد و این شرکت در نظر عموم شناخته شد.

جوک‌های و شوخی‌های عمومی: در سال ۱۹۶۶ فست فود زنجیره ای Taco Bell اعلام کرد که “ناقوس آزادی”(Liberty Bell – ناقوسی در فیلادلفیا است که نماد آزادی آمریکا می‌باشد) را خریداری کرده است و تا نام آن را به “Taco Liberty Bell” تغییر دهد. این خبر به سرعت در همه‌ی خبرگذاری‌ها پخش شد و صدها نفر طی تماس‌هایی از مسئولین خواستار لغو این قرارداد شدند. در عصر همان‌روز و طی صحبت مسئولان مشخص شد که هیچ قرارداد و یا مذاکره‌ای در مورد خرید ناقوس آزادی انجام نشده‌است. سپس شرکت Taco Bell اعلام کرد که این دروغ احمقانه‌ی ماه آوریل بوده است (مشابه دروغ ۱۳ ما ایرانی‌ها در فروردین). خشم عمومی و سپس پی‌بردن به این مساله که این موضوع یک شوخی بوده‌است، سبب شد که شناخت مردم از این رستوران بیشتر شود و فروش آن نیز رشد کند.

رویدادها: شرکت موتورهای Harley Davidson حامی گروه بزرگی از موتورسواران شد و گردهمایی‌هایی برای مشتاقان موتور سیکلت ترتیب داد تا با هم در ارتباط باشند.

عضویت در باشگاه‌ها (باشگاه مشتریان و …): کمپانی Hallmark باشگاهی برای طرفداران زیورآلات‌اش ترتیب داد تا در مکانی جمع شده و همدیگر را ملاقات کرده و بحث و گفتگو کنند.

موزه‌ها و تورها:کارخانه‌ی آبجوسازی: Budweiser تورهای یک روزه‌ای را از واحدهای تولید خود برگزار می‌کند که در آن شما می‌توانید همه‌ی محصولات را مشاهده کرده و هر کدام را که خواستید آزمایش کنید.

پارکهای موضوعی: شرکت دیزنی چندین پارک موضوعی بزرگ ایجاد کرده است که تاریخچه و قدمت این شرکت را نشان می‌دهد و برند آن را نیز برجسته‌تر می‌کند.

پارک دیزنی

تعیین جایگاه محصول: شرکتBMW برای بازاریابی مدل Z3 به فیلم چشم طلایی جیمز باند پول پرداخت کرد تا این مدل را به صورت قابل توجهی به مردم بشناساند.

عضویت در خبرنامه آکادمی

با عضویت در خبرنامه هر شنبه به صورت صد در صد رایگان آخرین و داغ‌ترین مباحث روز بازاریابی را در ایمیل خود دریافت کنید.

envelope-o
این مقاله را با دوستان‌تان به اشتراک بگذارید

کتاب رایگان ۷ اصل اساسی برای برندسازی

۷ اصل اساسی در برند سازی و برندینگ

برندسازی تنها راه افزایش قطعی فروش و درآمد شماست. داشتن چهره‌ای متفاوت از سایر رقباست که باعث می‌شود نسبت به دیگران ترجیح داده شوید.

همین الان این کتاب را به رایگان در ایمیل خود دریافت کنید

x